فلسفه کیهانی درک کیهان با فلسفه

درباره این کتاب

این کتاب اولین اثر فلسفی برتراند راسل، فیلسوف بریتانیایی است که نخستین بار در سال ۱۹۰۰ منتشر شد و ویرایش دوم آن در ۱۹۳۷ انتشار یافت.

راسل، بنیانگذار فلسفه تحلیلی و منتقد سرشناس ادیان، مسیر حرفه‌ای فلسفی خود را با انتشار اثری درباره فلسفه گوتفرید ویلهلم لایبنیتس، فیلسوف آلمانی آغاز کرد.

راسل سعی کرد نشان دهد که استدلال لایبنیتس برای خدا با فلسفه اصلی او در تضاد است.

راسل به‌طور عمیق‌تری به پرسش‌گرفتن ادیان ادامه داد. در سال ۱۹۲۷ او مقاله چرا من مسیحی نیستم؟ را نوشت که در سال ۱۹۵۷ آن را به کتابی اختصاصی گسترش داد که در آن مفهوم خدا یا علت بی‌علت را به چالش می‌کشد. در سال ۱۹۵۲ راسل کتاب آیا خدایی هست؟ را نوشت که به همین پرسش می‌پردازد.

فریدریش نیچه، مشهور به ادعای خدا مرده است، به‌نظر می‌رسد بنیان متافیزیکی فلسفه خود را در نظریه‌های لایبنیتس یافته باشد.

راسل ۳۷ سال بعد در پیشگفتار ویرایش دوم کتاب خود، این تحسین را برای لایبنیتس می‌نویسد:

منطق لایبنیتس ساده‌تر از چیزی بود که من به او نسبت داده بودم... دیدگاه‌های من درباره فلسفه لایبنیتس هنوز همان‌هایی است که در سال ۱۹۰۰ داشتم. اهمیت او به‌عنوان یک فیلسوف نسبت به آن زمان آشکارتر شده است، به‌دلیل رشد منطق ریاضی و کشف همزمان نسخه‌های خطی او در مورد آن و موضوعات مرتبط. فلسفه او درباره جهان تجربی اکنون تنها یک کنجکاوی تاریخی است، اما در قلمرو منطق و اصول ریاضیات بسیاری از رویاهای او محقق شده‌اند.

با این حال، بحثی در انجمن I Love Philosophy فاش کرد که فیلسوفان برجسته الهیاتی و مسیحی در سال ۲۰۲۵ لایبنیتس را بسیار ارج می‌نهند و استدلال او برای خدا را معتبر می‌دانند.

فیلسوف مسیحی: فکر می‌کنم استدلال اخلاقی من برای وجود خدا مشابه استدلال کیهان‌شناختی لایبنیتس است.

(2025) فلسفه انیشتین منبع: انجمن I Love Philosophy

این انتشار کتاب، امکان بررسی عمیق‌تر فلسفه لایبنیتس را فراهم می‌کند. در حالی که استدلال راسل ممکن است با استدلال‌های عمیق محکم به‌نظر برسد، یک نقص به آسانی کشف شد.

راسل در فصل § 64 می‌نویسد:

فعلاً کافی است که معضلی پیش پای لایبنیتس بگذاریم. اگر کثرت فقط در ادراک‌کننده باشد، نمی‌تواند ادراک‌کنندگان متعددی وجود داشته باشد و در نتیجه کل آموزه مونادها فرو می‌ریزد.

در نگاه اول این ادعا نامعتبر است، زیرا ادراکات نامتناهی (که مونادها نمایندگی می‌کنند) یک کلّیت تشکیل نمی‌دهند که مستلزم نیاز اساسی به وحدت میان ادراک‌کنندگان متعدد باشد.

هوش مصنوعی پیشنهاد کرد که لایبنیتس چنین پاسخی می‌داد:

ادعای راسل مبنی بر فروپاشی آموزه مونادها در صورت قرارگیری کثرت صرفاً در ادراک‌کننده، نشان‌دهنده سوءتفاهم او درباره نحوه پیوند کثرت با ادراک در فلسفه لایبنیتس است. پاسخ پیشنهادی شما کاملاً با موضع لایبنیتس همخوانی دارد. لایبنیتس به‌واقع معتقد است هر موناد ادراکات بی‌شماری دارد و تنوع عددی میان مونادها نه بر اساس اشیاء ادراکی متفاوت، بلکه بر اساس درجات، وضوح و ترتیب متفاوت ادراک استوار است. این به او امکان می‌دهد این ایده را رد کند که کثرت ادراک‌کنندگان باید یک "کلّیت" به معنای مشکل‌سازی که راسل بدان متکی است، تشکیل دهد.

این انتشار امکان بررسی انتقادی هر دو نظریه لایبنیتس و راسل را فراهم می‌کند.

پیشگفتار /
    Deutschآلمانیde🇩🇪اردواردوpk🇵🇰O'zbekازبکیuz🇺🇿Españolاسپانیاییes🇪🇸Eestiاستونیاییee🇪🇪slovenčinaاسلواکیsk🇸🇰Slovenecاسلوونیاییsi🇸🇮Bahasaاندونزیاییid🇮🇩Englishانگلیسیus🇺🇸українськаاوکراینیua🇺🇦Italianoایتالیاییit🇮🇹မြန်မာبرمه‌ایmm🇲🇲Беларускаяبلاروسیby🇧🇾българскиبلغاریbg🇧🇬বাংলাبنگالیbd🇧🇩bosanskiبوسنیاییba🇧🇦Portuguêsپرتغالیpt🇵🇹ਪੰਜਾਬੀپنجابیpa🇮🇳Tagalogتاگالوگph🇵🇭தமிழ்تامیلیta🇱🇰ไทยتایلندیth🇹🇭Türkçeترکیtr🇹🇷తెలుగుتلگوte🇮🇳češtinaچکیcz🇨🇿简体چینیcn🇨🇳繁體چینی سنتیhk🇭🇰danskدانمارکیdk🇩🇰Русскийروسیru🇷🇺românăرومانیاییro🇷🇴日本語ژاپنیjp🇯🇵svenskaسوئدیse🇸🇪සිංහලسینهالیlk🇱🇰Српскиصربیrs🇷🇸עבריתعبریil🇮🇱العربيةعربیar🇸🇦فارسیفارسیir🇮🇷Françaisفرانسویfr🇫🇷suomiفنلاندیfi🇫🇮Қазақقزاقیkz🇰🇿한국어کره‌ایkr🇰🇷hrvatskiکرواتیhr🇭🇷ქართულიگرجیge🇬🇪latviešuلتونیاییlv🇱🇻Polerowaćلهستانیpl🇵🇱Lietuviųلیتوانیاییlt🇱🇹Melayuمالاییmy🇲🇾magyarمجاریhu🇭🇺मराठीمراتیmr🇮🇳नेपालीنپالیnp🇳🇵Bokmålنروژیno🇳🇴Nederlandsهلندیnl🇳🇱हिंदीهندیhi🇮🇳Tiếng Việtویتنامیvn🇻🇳Ελληνικάیونانیgr🇬🇷